شيطان در شن
منبع: خلاصه کتاب "از پُلمی تا طبس" نوشته سرهنگ بکویئز bekoes فرمانده عملیات حمله نظامی آمریکا به طبس
نگارنده: سيد فرهاد شهبازیان
چگونگی شکست آمریکا در طبس :
اشاره: در تاریخ 13 آبان 1358 سفارت ایالات متحده آمریکا در ایران که به مرکز توطئه و جاسوسی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی تبدیل شده بود توسط گروهی از دانشجویان مومن و انقلابی پیرو خط امام تسخیر و تعداد 56 نفر از جاسوسان محبوس شدند.
رئیس جمهور وقت آمریکا "کارتر" برای آزادی این توطئه گران به راههای مختلفی متوسل شد که هر بار با شکست مواجه گردید.
نهایتا راه چاره را در حمله نظامی به ایران دید که با لطف خدا این بار هم تیرش به سنگ خورد.
آنچه که در پیش رو دارید خلاصه ای از چگونگی این حمله است که از زبان فرمانده این عملیات سرهنگ بکویث بیان شده است.
تشکیلات :
گروه ویژه ای که برای حمله به ایران و آزادی گروگانها تشکیل شد و تمرینات خاصی را دید موسوم به دلتا " “ deltaبود و نام عملیات موسوم به "پنجه عقاب". این گروه مطابق اعتراف سرهنگ بکویث فرمانده عملیات، 132 نفر بود،2 ژنرال، 12 راننده، 12مامور گشت و 106 نفرجهت یورش و ماموریتهای دیگر.
نیروهای دلتا که از آمریکا حرکت کرده بودند در مصر توقف و استراحت می کنند و در مرحله بعدی در عمان در جزیره ای به نام مسیره " “masirah توقف می نمایند و در تاریخ 5/2/1359 خود را برای حمله به ایران آماده می کنند.
نقشه عملیات:
مطابق طرح ، باید 3 فروند هواپیمای (سی. 130) نفربر و 3 فروند هوا پیمای سوخت رسان (سی.130) از جزیره مسیره واقع در سواحل عمان برخاسته و به سوی ایران پرواز می کردند، این هواپیماها باید در ساعت 10 شب در کویر طبس به زمین می نشستند و برای آمدن 8 فروند هلی کوپتر در آنجا انتظار می کشیدند 8 فروند هلی کوپتر باید از ناو هواپیمابر آمریکا به نام نیمیتس "Nimitz “که در دریای عمان نزدیک چابهار لنگر انداخته بود برخاسته و نیم ساعت بعد از سوختگیری فورا گروه دلتا را از طبس سوار کرده و حدود سه ساعت بعد، قبل از طلوع آفتاب نیروها را به نزدیک گرمسار رسانده و در منطقه ای که قبلا پیش بینی شده بود دلتا و هلی کوپترها را مخفی سازند و هواپیماها طبس را ترک کرده به جای اولشان در جزیره مسیره برگردند.
پیش از غروب آفتاب باید 2 نفر را که قبلا از تهران فرستاده بودند یکی سوار بر یک وانت داتسون و دیگری سوار بر یک مینی بوس فولکس واگن به محل مخفیگاه در گرمسار می آمدند ومینی بوس باید 6 نفر راننده را به نزدیک تهران برده تا 6 دستگاه کامیون مرسدس بنز را که قبلا آماده کرده بودند به مخفی گاه در گرمسر برسانند.
تا افراد گروه دلتا سوار بر کامیون وارد تهران شوند .
در مرحله بعدی گروه دلتا که به خاطر این ماموریت به سه دسته قرمز-سفید- آبی تقسیم شده بودند باید در ساعت 30/8 دقیقه بعد از ظهر سوار بر کامیونها شده و به طرف شمال در امتداد جاده دماوند حرکت کنند در این مسیر 2 پست بازرسی دائمی ایوانکی و شریف آباد که همیشه 2 نفر محافظ داشت سد راهشان بود و در صورتی که این محافظین مقاومتی از خود نشان می دادند دستگیر وبا افراد گروه دلتا یکجا به تهران برده می شدند.
قدم بعدی عبارت بود از رسیدن کامیون ها به سفارت خانه، به محض اینکه گروه دلتا به سفارت خانه رسید نیرو ها که قبلا دسته بندی شده بودند هر کدام کار خودشان را انجام میدادند.
گروهی خیابانهای اطراف را زیر نظر و زیرآتش خود داشتند.
گروهی هم دیوار سفارتخانه آمریکا که گروگانها در آنجا نگهداری می شدند تخریب می نمودند آنگاه نیروهای مهاجم وارد سفارتخانه شده نگهبانها را کشته و 53 گروگان را آزاد کرده همراه خود به باشگاه امجدیه (شهید شیرودی) که در نزدیک سفارتخانه بود ببرند بعد از اینکه گروگانها و نیروی دلتا در باشگاه امجدیه گردهم می آمدند آنگاه توسط بی سیم 8 فروند هلی کوپتری را که در نزدیکی گرمسار مخفی بودند فراخوانده می شوند تا آنها را به پایگاه منظریه در نزدیکی قم که توسط یک واحد هوابرد آمریکایی تصرف شده بود برسانند.
ضمنا در حین عملیات 2 هواپیمایی سی 130 در آسمان تهران دور می زد تا اگر نیروهای ایرانی قصد حمله به دلتا را داشته باشند بر سرشان آتش بریزند.
در ضمن همزمان، هجوم به سفارتخانه یک تیم حمله ی 13 نفری هم برای آزادسازی سه نفری را که در ساختمان وزارت خارجه به گروکان گرفته شده بودند توسط ماشین مینی بوس فلوکس واگن از راه دیگری به سوی هدفشان پیشروی می کردند.
نقشه انها طوری بود که از طریق پنجره های طبقه سوم وارد ساختمان شده و با از بین بردن هرگونه مقاومت احتمالی سه گروگان را آزاد نمایند و در خارج از ساختمان یکی از هلی کوپترها در یک منطقه پارک مانند فرود آمده، آنها را سوار کرده و به طرف منظریه حرکت میکرد.
وقتی که همه به منظریه رسیدند تمامی افراد اعم از گروگان ها ، راننده ها،مترجم ها،خلبان ها و نیروهای دلتا توسط هواپیما های سی 141 از ایران خارج شدند . نیرو های هوا برد هم منظریه را تخلیه کرده به آمریکا برمیگشتند.
شکست در مراحل اولیه عملیات:
با حرکت 6 فروند هواپیما از جزیره مسیر عمان به سوی طبس عملا حمله نظامی آغاز گردید.
هواپیماها به منظور دیده نشدن توسط رادارهای جمهوری اسلامی خیلی دقیق به سمت بالا و پایین چپ و راست گردش می کردند و از مسیرهای آزاد و تعغییر پذیر استفاده می کردند.
در ساعت 22 مطابق برنامه اولین هواپیمای نفربر در صحرای طبس واقع در 180 کیلومتری این شهرستان در داخل جاده یزد – طبس که آن روزها هنوز خاکی بود به زمین نشست به دنبال او 5 هواپیمای دیگر فرود آمدند و در کنار جاده پاک شدند (تجهیزات آنها موتورسیکلت – ماشین جیپ و دیگر سلاحهای مورد نیازشان بود) 2 فروند از هوا پیماها به محض پیاده کردن نیروها به جزیره مسیره برگشتند و 4 فروند هواپیما ها باقی ماندند.
نیروهای آمریکا اولین آسیب خود را با شلیک چند گلوله به طرف اتوبوس بنزی که از یزد عازم مشهد بود به مردم مظلوم ایران رساندند و 45 مسافر اتوبوس را پیاده کرده و پس از بازرسی در دو طرف جاده ردیف کردند.
تصمیم گرفتند که این مسافرین را به منظریه قم ببرند و تا وقتی که دلتا در ایران است رهایشان نکنند که مبادا عملیات توسط این افراد لو رود.
دیری نپائید که یک تانکر نفت کش از آن طرف جاده به سویشان می آید بی درنگ با بی رحمی به سویش شلیک می کنند تانکر نفت منفجر می شود خوشبختانه راننده آن آسیب نمی بیند. یک ماشین سواری هم به دنبال تانکر در حال حرکت بود به محض اینکه اوضاع را نامناسب می بیند دور میزند و راننده تانکر را هم سوار کرده از تیررس آمریکائیها دور می شوند تانکر همچنان در آتش می سوخت که 6فروند هلی کوپتر یکی پس از دیگری با 5/1 ساعت تاخیر به صحرای طبس رسیدند (قرار بوده 8 هلی کو پتر بیایند 2 فروند آنها خراب میشوند) هلی کوپترهابه محض رسیدن از سه هواپیمای سوخت رسان مشغول سوخت گیری می شوند نیروهای دلتا حدودا هر 20 نفر پشت یک هلی کوپتر به صف میشوند تا هر وقت که سوخت گیری تمام شد سوار شده به طرف مخفی گاهشان در گرمسار حرکت کنند.
در همین حال یکی از خلبانان میگوید :"هلی کوپتر من خراب است نقص هیدرولیکی دارد."
باید با پنج هلیکوپتر به سوی گرمسار حرکت کنی . سرهنگ بکوئیژ به شدت عصبانی میشود چون میبیند هلیکوپتر ها نمیتوانند بیشتر از ظرفیت سوار کنند 20 نفر از افرادش جا میمانند چون در حمله به سفارت خانه به آنها نیاز دارد تصمیم میگیرد که به آمریکا برگردد تا عملیات درباره سازمان دهی شود و به افرادش دستور میدهد از هلی کوپتر ها پیاده شده و سوار هر چهار فروند هواپیمای موجود شوند تا به سوی آمریکا حرکت کنند در همین حال که افراد سوار بر هواپیما میشدند یکی از هلی کوپتر ها بلند میشود تا راه برای حرکت هواپیما باز کند ، به خاطر وجود طوفان شن و عدم دید کافی هلی کوپتر با هواپیما برخورد میکند و هردو درآتش میسوزند و در این آتش سوزی 8 نفر کشته میشوند و نیروی دلتا با به جا گذاشتن 5 فروند هلی کوپتر سالم و تجهیزات دیگر با تحمل شکستی فاحش به کشورشان بر میگردند .
برای بسیاری از ما ایرانیان لحظات افطار با ربنای استاد شجریان معنا میشود و بدون آن افطار رنگ و بویی ندارد.
.....................................................................
استاد شجریان در کتاب راز مانا در مورد چگونگی شکل گیری این اثر جاودان چنین گفته اند:
من ربنا را برای پخش نخوانده بودم،برای درس(دادن)خواندم و یکی دو نفر از خوانندگان،آن را فرا گرفتند و در استودیو ضبط کردیم. یک روز قبل از ماه رمضان نوار را دادم.بعد دیدم ربنا را با صدای خودم پخش کردند.تلفن زدم و گفتم چرا پخش کردید؟گفتند:تیر از کمان در رفت!تیر ماه سال1358 ربنا را خواندم.قبلا ربنا را ذبیحی خوانده بود.گفتند حالا که انقلاب شده،بهتر است برنامه ماه رمضان مامتناسب و هم شأن انقلاب باشد.سه الی چهار ماه من کلاس درس گذاشتم،ولی همه دعاها را خواندم.می رفتم داخل استودیو و می خواندم.بعد به شاگردان میگفتم:تو بخوان،سپس صدای خودم را در می آوردم و صدای آنها را سر هم میکردم تا نوار شد.خیلی کار کردم.
...................................
ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس " دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست! و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود می رسد.(البته ربنایی که از صداوسیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی با این وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند).
.....................................................................
متن دعا:
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمة إنك أنت الوهاب [آل عمران - ۸]
(پرودرگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان؛ و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشندهای)
… ربنا آمنا فاغفر لنا وارحمنا وأنت خير الراحمين [مومنون - ۱۰۸]
(… پروردگارا! ما ایمان آوریدم؛ ما را ببخش و بر ما رحم کن: و تو بهترین رحمکنندگانی)
… ربنا آتنا من لدنك رحمة وهيئ لنا من أمرنا رشدا [کهف - ۱۰]
(… پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتای برای ما فراهم ساز)
… ربنا افرغ علينا صبرا وثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين [بقره - ۲۵۰]
(… پروردگارا! پیمانهی شکیبایی و استقامت بر ما بریز؛ و قدمهای ما را ثابت بدار؛ و ما را بر جمعیت کافران پیروز بگردان)
اتوبوس دربست مخصوص دانشجویان طبسی دانشگاه های مشهد روز جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۹ صبح از ترمینال حرکت خواهد کرد.
مانند پرنده ای باش که بر شاخه ای سست مینشیند و شروع به آواز خواندن میکند، احساس میکند شاخه میلرزد، اما همچنان به آواز خواندن ادامه میدهد ... زیرا اطمینان دارد که بال و پر دارد.

گوته:
اگر به مهماني گرگ مي رويد ، سگ خود را به همراه ببريد .
چيني:
آنكسي كه از رنج زندگي بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود .
سقراط:
اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست كه سخن بگويي و خاموشت كنند.
شكسپير:
عادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند بزند .
گوته:
از استثنائـات است كه كسي را بـه خاطر آنچه كه هست دوست بدارند . اكثر آدمها چيزي را در ديگران دوست دارند كه خود به آنها امانت مي دهند : خودشان را ، تفسير و برداشت خودشان را از او ..............
رومن رولان:
مردان آفريننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان .
مارک تواين:
جريان زندگی چيزی جز مبارزه ميان عاطفه وعقل نيست .
اسپنسر:
آزادی متعلق به يک نفر نيست ، مال همه است .
زرتشت:
نيکی و سود خويش را در زيان ديگران مخواه .
کترينگ:
من آينده را دوست دارم چون بقيه عمرم را بايد در آن بگذرانم .
سيسرون:
برای آنکه عمر طولانی باشد ، بايد آهسته زندگی کنيم .
لابروير:
تواضع بيجا آخرين حد تکبر است .
ژرژهربرت:
با مردمان نيک معاشرت کن تا خودت هم يکی از آنان به شمار روی .
ديل کارنگی:
مرور زمان به خودی خود بسياری از نگرانی ها را از بين می برد .